چشماني نابتر از نبيد ...!

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم!

و فصل، فصل درو بود

و با نشستن یک سار  روی شاخه یک سرو

کتاب فصل ورق خورد.

و سطر اول  این بود:

حیات، غفلت رنگین یک دقیقه "حوا"ست.


برچسب‌ها: پست ثابت
نوشته شده در یکشنبه 1390/07/03ساعت 11:28 توسط ندا| |


روزی خواهد رسید که من می آید 
و پاییز را درآغوش می کشد 
و دیوانه وار می خندد
آن روز شهریوری

نوشته شده در پنجشنبه 1393/07/03ساعت 17:20 توسط ندا| |