چشماني نابتر از نبيد ...!

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم!

و فصل، فصل درو بود

و با نشستن یک سار  روی شاخه یک سرو

کتاب فصل ورق خورد.

و سطر اول  این بود:

حیات، غفلت رنگین یک دقیقه "حوا"ست.


برچسب‌ها: پست ثابت
نوشته شده در یکشنبه 1390/07/03ساعت 11:28 توسط ندا| |


بارون صدای احساسه

نم بارون چشاتو میشناسه

تو رو از دست دادم

تو یه لحظه آدم دنیاشو میبازه

تلخه سکوت این خونه

آخه غیر از خدا کی میدونه

تو دلم آتیشه با تو بهتر میشه حال این دیوونه

این روزا سخت تر از اونه که باور کنی

مگه میشه با یه خاطره سر کنی

تو میدونی من چیزی نگم بهتره

تو دنیا کی از ما عاشق تره

یه جوری هق هق زدم صدام زخمیه

این اون دردی که نمی فهمیه

یه دفعه پرپر شد پر پروازمون

گرفته است چقد دل آسمون

من دلخورم تو هم هستی

ولی باز این غرورو نشکستی

چی شده بی خوابی

تو که راحت رو من چشماتو می بستی

درگیر درد مجنونم

مردم میگن که دیوونم

مگه تنها تنها میری زیر بارون که من پریشونم

این روزا سخت تر از اونه که باور کنی

مگه میشه با یه خاطره سر کنی

تو میدونی من چیزی نگم بهتره

تو دنیا کی از ما عاشق تره

یه جوری هق هق زدم صدام زخمیه

این اون دردی که نمی فهمیه

یه دفعه پرپر شد پر پروازمون

گرفته است چقد دل آسمون …

 

 روزای سخت - مرتضی پاشایی -

فقط خودتون باید play کنید

نوشته شده در سه شنبه 1393/07/15ساعت 1:32 توسط ندا| |